۳۸- ده روش غلط مدیریت

۱) وقتی کارکنان، خوب کار می‌کنند، مدیران اصلاً توجه نمی‌کنند، ولی در صورت خطا، آنها را سرزنش و بعضاً تنبیه می‌کنند.

۲) مدیران ناکارآمد، واقعیت‌ها را برای کارکنان بازگو نمی‌کنند. آنها در حالی که اخبار خوشایند را بزک کرده و به شکل بزرگنمایی شده به کارکنان خود نشان می‌دهند، سعی می‌کنند اخبار ناگوار را کوچک یا پنهان کنند.

۳) ارزیابی عملکرد افراد را عموماً براساس عملکرد انفرادی آنان محاسبه می‌کنند، ولی برای سینرژی و فرهنگ توان افزایی و هم افزایی ارزشی قائل نیستند.

۴) با افراد باکارکرد ناچیز و کارکرد برجسته، یکسان برخورد می‌کنند. این برخورد باعث می‌شود کارکنانی با موقعیت اول همیشه در حال تمسخر و پوزخند و کارکنانی با موقعیت دوم، همیشه بی‌انگیزه باشند.

۵) با اجرای سیاست تفرقه ‌بینداز و حکومت کن، بر تیرگی روابط افراد سازمان دامن می‌ز‌نند.

۶) کارهای کوچک را به آدم‌های بزرگ و شایسته و کارهای بزرگ را به آدم‌های نالایق می‌سپارند.

۷) با دیکته کردن قدم به قدم فعالیت‌ها، ابتکار عمل و خلاقیت را از کارکنانشان سلب می‌کنند.

۸) با عدم انعطاف‌پذیری و عدم استقبال از انتقادات با روی باز، شجاعت و جسارت در نظریات و بیان عقاید را از کارکنان سلب می‌کنند.

۹) به دلیل عدم تشخیص فرصت‌ها و تهدیدها،‌ از انجام به موقع و حرکت‌های توام با ریسک معذور است.

۱۰) نداشتن برنامه ریزی استراتژیک و چشم‌اندازهای لازم، سبب ناتوانی در برداشتن موانع از سر راه و در نتیجه بزرگ شدن مشکلات می‌شود.

منبع

/ 2 نظر / 37 بازدید
mr_mtc

از قسمت «لينک‌گرد سايت من» به اين مطلب لينک داده شد.

افشين

۱۱- اهداف کلان سازمان را فدای تامين صورت روشهای اجرايی خود می نمايند. ۱۲- خلاقيت خود را فدای راهکارها و جملات قصاری می کنند که بيشتر سرچشمه در ضعفهای روانی ايشان داردتا واقعيتهای پيرامون. ۱۳- ارزشها را مقابل هم قرار می دهند. يعنی نمی توانند در تصميم سازی به نحوی عمل کنند که اجازه حضور و تامين کليه ارزشهای سازمان وجود داشته باشد.(پول فدای روابط درون سازمانی َ‌روابط درون سازمانی فدای روابط برون سازمانی َ‌روابط برون سازمانی فدای پول. در واقع هزینه تامین هر ارزش برابر است با از دست دادن ارزشی دیگر. ۱۴- يا بسيار بلند نظر می شوند و می خواهند همچون مايکروسافت بلند آوازه و نامور شوند يا در رقابت با يک بنگاه بومی دست و پا می شکنند.(انديشه های جهانی و عملکرد منطقه ای ندارند) ۱۵- در سازمان با کارکنان بازی می کنند و باعث سلب اعتماد و گسترش بازی در سازمان می شوند که هدفی غير از تامين مطلوبيتهای سازمان دارد و در بيرون سازمان با صداقتی احمقانه می خواهند اهداف را به پيش ببرند.