‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ موفقیت - دروس آموخته

88- آمار موفقیت و شکست در پروژه ها

مطمئنا تا کنون بارها  برای شما پیش آمده است که برای تهیه گزارش یا مقاله این نیاز به آماری از میزان موفقیت پروژه و دلایل این موفقیتها و شکست ها داشته باشید. متاسفانه این چنین آمارهایی به سادگی در اینترنت قرار داده نمی شود. اخیرا به مقاله ای برخورد کردم که اتفاقا در چندین مورد،‌مقالات دیگر برای ارجاع آمارهای خود، از آن استفاده کرده بودند. این مقاله به بررسی پروژه های آتی و آمارگیری از آنها در آمریکا پرداخته است. این مقاله البته کمی قدیمی می باشد (1995) اما باز هم از هیچ چی بهتر است.  در ادامه سعی دارم برخی از آمارهای مربوط به موفقیت و شکست پروژه ها که در این تحقیق به آنها دست یافته اند را جهت استحضار دوستان قرار دهم.

اشتراک و ارسال مطلب به:

ادامه مطلب   
نویسنده : صادق روزبهی- PMP ; ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز ٢٤ دی ۱۳۸٧


56- تفاوت های عجیب شرکت عالی و خوب

در این یادداشت قصد دارم بخشی از کتاب "از خوب به عالی" نوشته "جیم کالینز" را بیاورم. نویسنده کتاب به همراه تیم خود، در این کتاب تفاوت های عمده بین شرکت های خوب و شرکت های هم رده آنها که توانسته اند خود را از سطح خوب به سطح عالی برسانند (شرکت های رهسپار تعالی) را ذکر کرده اند.در این قسمت قصد دارم چند یافته بسیار عجیب که وی در تحقیق خود به آنها دست پیدا کرده است را بیان کنم که شاید خواندن آنها برای شما هم بسیار عجیب باشد:  

اشتراک و ارسال مطلب به:

ادامه مطلب   
نویسنده : صادق روزبهی- PMP ; ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۸ اسفند ۱۳۸٦


۳۷- توصیه هایی برای ترک محل کار بدون از دست دادن شغل

 

 

چگونه می توانید روزی یک ساعت زودتر از محل کارتان خارج شوید بدون اینکه کارتان را از دست بدهید. این مشکلی است که امروزه خیلی ها با آن روبرو هستند. در اینجا چند راهکار برای دستیابی به این هدف  آمده است.

از جلسات دیر وقت پرهیز کنید:

 

این یک قانون برای محیط های کاری است: جلسات در انتهای ساعت کاری ،‌ همیشه بیش از حد طول می کشد. کسی که جلسه ای را در ساعات انتهایی کاری تنظیم می کند ، یک بیمار روانی در سازمان می باشد. وی همانند معلمی سادیسمی است که دانش آموزان را در حبس نگاه می دارد. اگر می خواهید در ساعت 5 از شرکت خارج شوید،‌ ملاقات های خود را قبل از ساعت 4 بیاندازید و به کسی اجازه ندهید که خلاف این برای شما تصمیم بگیرد. اگر لازم شد زیر میز خودتان پنهان شوید.

 

 

 

برنامه ریزی کنید:

 

هرگز نمی توانید زودتر کارتان را تمام کنید مگر اینکه آن را زودتر شروع کنید. بسیاری از افراد دو ساعت ابتدای حضور خود در سر کار را به فعالیت هایی نظیر خوردن چای و غیره می پردازند و پس از آن به انجام کارهای اصلی خود می پردازند (مثل خود من که اول صبح نشستم و دارم این مطلب را می نویسم). بعلاوه از هر اقدامی که باعث وقفه در کارتان شود پرهیز کنید. اهداف قابل مدیریتی را برای خودتان در نظر بگیرید. همیشه به یاد داشته باشید اهداف غیر واقعی اولا هرگز به دست نمی آیند. ثانیا،‌ باعث اتلاف وقت شما شده و معمولا به درازا می کشند.  از چک کردن تصادفی ایمیل هایتان پرهیز کنید. به محض اینکه یک ایمیل برایتان آمد آن را چک نکنید. ایمیل هایتان را تنها در زمان های برنامه ریزی شده (مثلا هر دو ساعت یک بار چک کنید).

 

 

 

مرتب به ساعت نگاه نکنید:

 

بعضی از افراد وقتی ساعات کاری تمام می شود کاری به جز نگاه کردن به ساعت ندارند. این عده فقط به ساعت نگاه می کنند تا کمی از زمان اتمام کار بگذرد و سپس محل کار خود را ترک کنند، چون دوست ندارند اولین کسی باشند که از شرکت خارج می شود. این عادت بد را کنار بگذارید. اگر کارتان تمام شده است شرکت را ترک کنید.

 

 

 

آماده رفتن باشید:

 

اگر کسی خیلی دیر شما را صدا می کند، احتمالا از شما می خواهد کار مهمی را انجام دهید که نمی تواند برای انجام آن تا فردا صبر کند و احتمالا از فردا تا دو هفته دیگر نمی خواهد به سرکار خود بیاید. به همین دلیل هر وسیله ای که می تواند باعث ایجاد اینگونه مزاحمت های ناخواسته برای شما شود را یک ساعت و نیم قبل از اتمام کار خاموش کنید (مثلا اگر جرات دارید، تلفن را قطع کنید و یا از ایمیل یا مسنجر خود خارج شوید) و سعی کنید وسایل و کارهای خودتان را جمع و جور کرده و آماده خروج شوید.

 

 

 

به آرامی از ساعات کاری خود بکاهید:

 

در صورتیکه بیش از 60 ساعت در هفته کار می کنید باید آن را به 40 ساعت در هفته کاهش دهید (البته این شامل مواردی که کار کردن در هفته بر طبق قانون بیش از 60 ساعت باشد نمی شود. اما در ایران این عدد برابر 44 ساعت است). برای این کار سعی کنید هر روز نیم ساعت زودتر محل کار خود را ترک کنید.

 

 

 

بهانه های خود را رک بیان کنید:

 

هیچ رئیسی نمی تواند در برابر یک بهانه برنامه ریزی شده و خوب مقاومت کند. اگر نمی توانید بهانه مورد نظر خود را پیدا کنید می توانید از لینک زیر برای بهانه تراشی بصورت تصادفی استفاده کنید.

 

 

 

 

 

 

 

 

البته این توصیه ها ممکن است برای دوستانی که عشق اضافه کاری دارند مسخره به نظر برسد، (چون اصلا دلیل نمی بینند که بخواهند زودتر محل کار خود را ترک کنند). ‌ که در همین جا قید می کنم که این توصیه ها برای این دسته از افراد نیست. البته به نظر کار سختی می آید.

 

 

 

 

اشتراک و ارسال مطلب به:

  
نویسنده : صادق روزبهی- PMP ; ساعت ٩:٤٥ ‎ق.ظ روز ٢٩ شهریور ۱۳۸٥


۳۶- هفت اصل بیل گیتس

«بیل گیتس»، رئیس «مایکروسافت»، در یک سخنرانی در یکی از دبیرستان‌های آمریکا، خطاب به دانش‌آموزان گفت: «در دبیرستان خیلی چیزها را به دانش‌آموزان نمی‌آموزند». او هفت اصل مهم را که دانش‌آموزان در دبیرستان فرا نمی‌گیرند، بیان کرد.

بیل گیتس



اصل اول: در زندگی، همه چیز عادلانه نیست، بهتر است با این حقیقت کنار بیایید.
اصل دوم: دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قایل نیست. در این دنیا از شما انتظار می‌رود که قبل از آن‌که نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید، کار مثبتی انجام دهید.

اصل سوم: پس از فارغ‌التحصیل شدن از دبیرستان و استخدام، کسی به شما رقم فوق‌العاده زیادی پرداخت نخواهد کرد. به همین ترتیب قبل از آن‌که بتوانید به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسید، باید برای مقام و مزایایش زحمت بکشید.

اصل چهارم: اگر فکر می‌کنید، آموزگارتان سختگیر است، سخت در اشتباه هستید. پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رئیس شما خیلی سختگیرتر از آموزگارتان است، چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد.

اصل پنجم: آشپزی در رستوران‌ها با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدر بزرگ‌های ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند، از نظر آنها این کار «یک فرصت» بود.

اصل ششم: اگر در کارتان موفق نیستید، والدین خود را ملامت نکنید، از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید.

اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشوید، والدین شما هم جوانان پرشوری بودند و به قدری که اکنون به نظر شما می‌رسد، ملال‌آور نبودند.

منبع

اشتراک و ارسال مطلب به:

  
نویسنده : صادق روزبهی- PMP ; ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ روز ٢٢ شهریور ۱۳۸٥
تگ ها : موفقیت


۳۲- شاخص های موفقیت

 

 

در اواخر دهه 1970-1980 پیترز و واترمن (نویسندگان کتاب در جستجوی تعالی) به تجزیه و تحلیل شرکت های موفق امریکا پرداختند تا شاخص های مشترک موفقیت در این شرکت ها را شناسایی کنند. آنها نتیجه گیری کردند که ویژگی های زیر در همه این شرکت ها مشترک بوده است:

 

1-      جانبداری از عمل:  یافتن راه حل و آزمایش آنها. انجام دادن کار به جای انتظار طولانی برای راه حل.

 

2-      نزدیک بودن به مشتری: گوش دادن مدام به مشتری و یاد گرفتن از او.

 

3-      خودمختاری و ابتکار: پرورش رهبران و نوآوران در سازمان ‌، آزاد گذاشتن کارکنان و تشویق آنها به قبول خطر.

 

4-      بهره وری از طریق کارکنان: حرمت گذاشتن به افراد به عنوان منشا عقاید و نه صرفا کسانی که کار انجام می دهند.

 

5-   داشتن رویکرد های عملی و متکی بر ارزش ها: مدیریت از طریق پرسه زدن در محیط کار؛‌ مدیران به جای آنکه دور از دسترس باشند، علاقه و توجه خود را آشکار می سازند.

 

6-      تمرکز بر نقاط قوت: شناسایی نقاط قوت سازمان و تمرکز منابع در آنها.

 

7-   شکل ساده و کارکنان کم: ساختارهای ساده و یکدست که در آن همه می دانند تا چه حد در حساسیت نسبت به مشتری و نوآوری نقش دارند.

 

8-   روش های آزاد و در عین حال جدی: اعطای اختیار تا مراحل برخورد کارکنان با مشتری، شناخت و سازگاری میان انعطاف پذیری و کنترل، کیفیت در برابر هزینه، کارآیی در مقابل اثر بخشی و حصول اطمینان نسبت به وجود احساس همگونی و هدفمندی از طریق ارزش های مشترک فرهنگی.

 

 

 

برگرفته از کتاب تعالی سازمان- باب نورتون  

 

 

 

اشتراک و ارسال مطلب به:

  
نویسنده : صادق روزبهی- PMP ; ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز ٢ شهریور ۱۳۸٥
تگ ها : موفقیت


۲۶- مسابقه قایقرانی

 

یک تیم آمریکایی با یک تیم ژاپنی تصمیم گرفتند که مسابقه قایقرانی برگزار کنند. هر دو تیم به سختی تمرین کردند تا در روز مسابقه به بهترین عملکرد خود دست پیدا کنند.  روز مسابقه هر دو تیم آماده شدند.

مسابقه قایقرانی

در همان یک مایل اول، ژاپنی ها مسابقه  از آمریکایی ها بردند. تیم آمریکایی از باخت خود بسیار نا امید شدند. مدیر تیم دستور داد تا بررسی های لازم برای تعیین دلایل باخت مشخص شود. برای این کار یک تیم مشاور انتخاب و بررسی ها شروع شد و اقدام اصلاحی را پیشنهاد دادند.

یافته های تیم مشاوره حاکی از این بود که:

 در تیم ژاپن هشت نفر پارو می زنند و یک نفر هدایت می کند. 

در تیم  آمریکا هشت نفر هدایت می کنند و یک نفر پارو می زند.

نتیجه این بود که تعداد زیادی در تیم آمریکا هدایت می کنند و تعداد کمی پارو می زنند.

روز مسابقه در سال بعد مجددا فرا رسید. ساختار مدیریت تیم آمریکایی به کلی متحول شد. ساختار جدید بدین صورت بود: چهار مدیر راهنمایی و هدایت. سه مدیر راهنمایی منطقه ای. یک سیستم ارزیابی عملکرد جدید برای ارزیابی و تشویق فردی که وظیفه پارو زدن را بر عهده دارد.

تیم آمریکایی این بار نتیجه را در کیلومتر دوم واگذار کرد.

مدیر تیم در نهایت شخصی که پارو میزد را به دلیل عملکرد ضعیف برکنار کرد و به مدیران به خاطر شناسایی مشکلات پاداش داد.

 

اشتراک و ارسال مطلب به:

  
نویسنده : صادق روزبهی- PMP ; ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز ٢٤ امرداد ۱۳۸٥


۵- هفت قدم ساده برای هدف گذاری و دستیابی به اهداف

هفت قدم ساده برای هدف گذاری و دستیابی به اهداف
نوشته شده توسط Brian Tracy




دلیل اینکه برخی از افراد کارهای خود را سریعتر و موفق تر انجام می دهند آن است که دید روشنی از اهداف خود دارند.

دلیل اصلی به تعویق انداختن فعالیت ها، ابهام، سردرگمی در کاری است که باید انجام دهید. شما باید برای ممانعت از بروز چنین مشکلاتی تمام تلاش خود را برای روشن کردن مواضع خود بکار بندید.

این یک قانون عالی برای موفقیت است: بر روی کاغذ فکر کنید.
تنها 3% افراد اهداف خود را بر روی کاغذ می آورند. این افراد در مقایسه با افراد هم سطح خود معمولا در اتمام موفق فعالیت های خود 5 تا 10 برابر موفق تر هستند.

فرمول ساده ای شامل هفت مرحله برای رسیدن به موفقیت وجود دارد. پشت سر گذاشتن این مراحل بهره وری شما را دو تا سه برابر افزایش می دهد.

قدم 1: چیزی را که واقعا می خواهید انتخاب کنید.

قدم 2: آن را بنویسید. بر روی کاغذ فکر کنید. هدفی که بر روی کاغذ نیاید یک آرزو است.

قدم 3: برای اهداف خود یک زمان سررسید تعیین کنید. تصمیم یا هدفی که سررسید ندارد، اضطرار هم ندارد.

قدم 4: لیستی از کلیه کارهایی که برای رسیدن به این هدف می توانید انجام دهید تهیه کنید.

قدم 5: لیست خود را در قالب یک برنامه ساماندهی کنید.( بر اساس اولویت و تقدم و تاخرات)‌

قدم 6: برنامه خود را اجرا کنید.

قدم 7: تصمیم بگیرد هر روز که به سمت هدف پیش می روید یک کاری را انجام دهید.





اشتراک و ارسال مطلب به:

  
نویسنده : صادق روزبهی- PMP ; ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز ٢٠ تیر ۱۳۸٥
تگ ها : موفقیت


‎ ‎‎ ‎‎ ‎
‎ ‎‎ ‎
‎ ‎
‎ ‎‎ ‎‎ ‎
‎‎ ‎‎