‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ۵۳- مدیریت به سبک ایرانی- ۴ - دروس آموخته

۵۳- مدیریت به سبک ایرانی- ۴

بعد از غیبت طولانی که به دلیل مشغله زیاد داشتم تصمیم گرفتم، شروع مجدد نوشته های خود را با ادامه مباحث مربوط به "مدیریت به سبک ایرانی" ادامه بدهم. متاسفانه با توجه به ایرادت فراوان مدیریتی موجود در مدیران ایرانی، این رشته سر دراز دارد و هرچه در این مورد بنویسم کم است.

 

در این نوشته قصد دارم با یکی دیگر از معضلات و ضعف های مدیریت ایرانی صحبت کنم و آن مقوله زیبای "زیراب زنی" است.


 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به هرگونه تخریب دیدگاه مقام مافوق در مورد یک فرد یا گروه به وسیله بیان برخی واقعیات بگونه ای که بیشترین اثر تخریبی را داشته باشد، زیراب زنی گفته می شود.

 

همانگونه که گفته شد، در زیراب زنی واقعیات از زبان شخص زیراب زن اظهار می شود. از نظر بنده در صورتیکه فرد زیراب زن مطالبی غیر واقعی را برای تخریب شخصیت فرد یا گروهی به کار برد، بحث از حیطه زیراب زنی خارج شده و اصطلاحا "صفحه گذاشتن" تلقی می شود (نویسنده در استفاده از این اصطلاحات و عبارات معذور است و متاسفانه برای بیان لب کلام ناچار به استفاده از عباراتی است که برای اکثریت قابل درک باشد).

 

از آنجاییکه صفحه گذاری روانشناسی و ریشه یابی های خاص خود را دارد، احتمالا در آینده در مورد این مقوله نیز به بحث خواهیم پرداخت.

 

در باب اینکه چرا افراد زیراب می زنند میتوان دلایل گوناگونی را بیان کرد. این دلایل کاملا وابسته به ویژگی های رفتاری و شخصیتی فرد زیراب زن دارد و لذا برای فهم دلایل زیراب زنی، بهتر است به ویژگی های افراد زیراب زن بپردازیم. در ادامه دسته بندی ای در مورد افراد زیراب زن ارائه خواهم داد. در این دسته بندی دلایل مربوط به هر یک از اینگونه افراد برای زیراب زنی ذکر شده است.

 

 

افراد با ضعف شخصیتی:

 

می توان گفت که بیشترین بخش افراد زیراب زن در جامعه را تشکیل می دهند. اینگونه افراد اغلب به دلیل ضعف شخصیتی و نیاز به مورد توجه قرار گرفتن از طرف مدیر مافوق یا همکاران اقدام به زیراب زنی می کنند. اینگونه افراد معمولا در رده های پایین سازمانی قرار دارند (البته در سازمان های با سیستم مدیریتی مریض، امکان پیشرفت اینگونه افراد در رده های سازمانی  بعید نیست).

 

دلایل زیراب زنی: دلیل اینگونه افراد برای زیراب زنی، جلب توجه مدیریت و همکاران به قدرتی است که می توانند در تصمیم گیری های مدیریتی داشته  باشند.

 

ویژگی شخصیتی: معمولا چنین افرادی از توانایی های فردی و علمی کمی برخوردار هستند و می توان گفت از زیرکی و سیاست کمی در رفتارهای خود برخوردار هستند. اینگونه افراد سعی دارند تا ضعفهای خود را با زیراب زدن مخفی کنند.

 

گروه های هدف: گروه های هدف برای اینگونه افراد، مواردی هستند که یا با آنها دشمنی دارند و یا رابطه ای با آنان ندارند. البته در موارد اندکی ممکن است زیراب دوستان خود را نیز بزنند!

 

موقعیت های زیراب زنی: این افراد اغلب به دلیل بهره هوشی پایین توانایی زیادی در درک موقعیت های زیراب زنی ندارند و اغلب در موارد خیلی آشکار (به قول خودمان تابلو) اقدام به زیراب زنی می کنند. در پاره ای از موارد این افراد ممکن است موقعیت های زیراب زنی را در گفتگو با همکاران خود شناسایی کنند و سپس اقدام به زیراب زنی نمایند (مثلا همکاران وی از خطای آقای X در انجام یکی از کارها و احتمال برخورد مدیریت با وی در صورت فاش شدن آن خطا در حضور وی صحبت می کنند و وی این موقعیت را شناسایی و نسبت به زیراب زنی اقدام می کند).

 

برخورد مدیریت: با توجه به زیرکی پایین اینگونه افراد در زیراب زنی، اغلب مدیرانی که خود از بهره هوشی پایینی برخوردار هستند یا بسیار دهن بین می باشند به گفته های این افراد توجه می کنند. البته سایر مدیران نیز ممکن است با توجه به اهمیت موضوع نسبت به این موضوع واکنش نشان دهند.

 

 

افراد چاپلوس:

 

این افراد نیز بخش جالب توجهی از جامعه زیراب زن را تشکیل می دهند. تفاوت این بخش از افراد با بخش ذکر شده در بالا در آن است که  اینگونه افراد لزوما در رده های پایین سازمانی قرار ندارند. علاوه بر اینکه لزوما افراد احمقی نیستند و ممکن است که از سطح هوشی و زیرکی متوسطی برخوردار هستند. اگر به بحث مربوط به "منیجک پروری" در نوشته های قبلی در باب مدیریت به سبک ایرانی مراجعه کرده باشید، باید با معنای منیجک در سیستم مدیریتی آشنا شده باشید. این منیجک ها اغلب جزء این گروه از افراد هستند. علاوه بر این، می توان رد پای اینگونه افراد را در رده های مدیریتی سازمان نیز به خوبی مشاهده کرد.

 

دلایل زیراب زنی: اینگونه افراد اغلب برای خود شیرینی برای مدیریت اقدام به زیراب زنی می کنند و هیچ قصدی برای تصمیم سازی و اعمال قدرت در تصمیمات مدیریتی ندارند.

 

گروه های هدف: با توجه به هدف فرد زیراب زن از زیراب زنی (چاپلوسی)، گروه های هدف برای اینگونه افراد بستگی به نظر مدیریت دارد. برای مثال اگر مدیریت از گروه خاصی در مجموعه تحت تصدی خود رضایت نداشته باشد و یا نسبت به گروهی خارج از محدوده تصدی خود احساس دشمنی کند، اینگونه افراد با شناسایی این حوزه ها، نسبت به پیدا کردن قربانیان خود در این گروه ها اقدام می نمایند.

 

موقعیت های زیراب زنی: همانطور که گفته شده تمرکز اینگونه افراد بر روی حوزه های خاصی است و با توجه به بهره هوشی متوسطی که دارند، همیشه به دنبال موضوع مناسب برای زیراب زنی هستند. بیان اینگونه افراد از وضعیت هدف ممکن است تا حدودی با تحریف واقعیات نیز همراه باشد.

 

برخورد مدیریت: نوع برخورد مدیریت در خصوص اینگونه موارد کاملا بستگی به سیستم حاکم بر سازمان دارد. در صورتیکه چاپلوسی در سیستم نهادینه شده باشد، اینگونه افراد رشد زیادی در سیستم خواهند داشت و به یکی از عناصر اطلاعاتی مدیریت برای کنترل مجموعه های تحت نظارت و نیز زیراب زنی مجموعه های دیگر توسط خود مدیر می شود.

 

 

افراد پر حرف:

 

اغلب، کسی که زیاد حرف می زند کمتر فکر می کند. مطمئنا تا کنون با افراد زیادی برخورد داشته اید که به واسطه زیاد حرف زدن، سوتی های زیادی هم می دهند. اینگونه افراد در صورت صحبت کردن در حضور مدیریت به صورت ناخودآگاه با بیان مطالبی، می تواند موجبات  خوردن زیراب فرد یا افرادی را فراهم کنند. زیرا چنین افرادی در حین صحبت کردن به چیزی جز حرف زدن (و نه حرف) فکر نمی کنند و ممکن است از هر دری سخنی بگویند و در این میان در برخی موارد بصورت ناخودآگاه زیراب افرادی را بزنند.  

 

اینگونه افراد را نمی توان در مجموعه افراد زیراب زن گنجاند و عقیده بنده بر این است که چنین افرادی ذاتا زیراب زن نیستند بلکه به دلیل حماقت فراوان ناخودآگاه زیراب می زنند. این دسته  اغلب با کمی فکر کردن در مورد حرف هایی که می زنند می توانند از زیراب زدن ناخودآگاه خودداری کنند اما اغلب فراموش می کنند هنگام حرف زدن فکر کنند!

 

دلایل زیراب زنی: اینگونه افراد از آنجاییکه قصدی در زیراب زنی ندارند، هدفی را نیز از اینکار دنبال نمی کنند و تنها هدف آنها زیاد حرف زدن است و نه زیراب زدن.

 

گروه های هدف: اینگونه افراد از هر دری سخن می گویند و لذا حیطه زیراب زدن اینگونه افراد بستگی به سطح شناخت آنها از سیستم داشته باشد. برای مثال اگر چنین فردی فقط افراد اطراف خود را در سیستم بشناسد، فقط می تواند موجبات خوردن زیراب این افراد را فراهم کند اما اغلب به خاطر ویژگی زیاد حرف زدن اینگونه افراد، از قسمت های مختلف سازمان اطلاعاتی نیز جلب می کنند.

 

موقعیت های زیراب زنی: اینگونه افراد هرگاه بتوانند با مدیریت صحبت کنند با توجه به حرف هایی که می زنند می توانند باعث خوردن زیراب عده ای شوند و موقعیت زیراب زنی بصورت کاملا تصادفی و با توجه به مقوله سخنرانی ایشان می باشد.

 

برخورد مدیریت: معمولا هرگونه مدیری با کمی دقت می تواند از سخنان اینگونه افراد به نتایجی دست پیدا کند و با توجه به اینکه اینگونه افراد اغلب بصورت قلبی قصد زیراب زنی ندارند، مدیریت نیز این موضوع را درک می کنند و مطمئن خواهد شد که فرد از بیان این گفته ها قصد سودجویی ندارد و لذا کاملا حرف های وی را باور می کند. بنابراین ممکن است مدیرانی که از نظر مدیریتی شایستگی مدیریت را داشته باشند نیز تحت تاثیر چنین افرادی قرار گیرند. از این رو می توان اینگونه افراد را در مجموعه یکی از پر خطر ترین گروه های زیراب زن به شمار آورد (اگر چه ذاتا زیراب زن نیستند).

 

 

افراد ذاتا زیراب زن:

 

اینگونه افراد گونه های نادری از افراد هستند که خود بنده نیز به تازگی با چند نمونه آنها آشنا شده ام. اینگونه افراد ذاتا زیراب زن هستند! و تخصص ویژه ای در اینکار دارند. چنین افرادی با قدرت خاصی توانایی شناسایی موقعیت های زیراب زنی را دارند و با مهارت ویژه ای این شرایط را برای مدیریت ما فوق ترسیم می کنند.

 

دلایل زیراب زنی: اینگونه افراد با توجه به اینکه ذاتا زیراب زن هستند هیچ دلیلی برای زیراب زنی نمی بینند و در صورت مشاهده هر گونه موقعیتی برای زیراب زنی اقدام می کنند. حتی اگر هیچ نفعی از این کار نبرند، لذت حاصل از زدن زیراب اینگونه افراد را به زیراب زنی تشویق می کند.

 

گروه های هدف: اینگونه افراد اغلب سعی می کنند زیراب دوستان خود را نزنند اما ممکن است گاهی اوقات لذت زیراب زدن به رابطه دوستی غالب باشد و زیراب دوستان نیز بخورد. اینگونه افراد اگر افراد کینه ای باشند، به شدت می توانند برای دشمنان خود خطرناک باشند. جالب توجه اینکه اینگونه افراد حتی ممکن است زیراب مدیر خود را نیز در حضور سایر مدیران و یا مدیریت ارشد بزنند!

 

موقعیت های زیراب زنی: اینگونه افراد از هر موقعیتی برای زدن زیراب استفاده می کنند.

 

برخورد مدیریت: با توجه به ظاهر سازی بسیار زیاد این افراد و تبحر زیادی که در زیراب زنی دارند، تاثیر بسیار زیادی در این کار دارند و اغلب مدیریت را تحت تاثیر قرار می دهند. با توجه به نادر بودن این گونه ها اطلاعات دقیقی در مورد چگونگی تحت تاثیر قرار دادن مدیریت از طرف اینگونه افراد وجود ندارد!!

 

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سیستم سازمان و زیراب زنی:

 

اغلب در سیستم های مریض از نظر مدیریتی ، مدیریت ارشد با توجه به دانش کمی که در مورد علوم مدیریت دارد، برای کنترل پرسنل خود ساده ترین راه ها را انتخاب می کند و یکی از این ساده ترین راه ها، استفاده از اطلاعاتی است که زیر دستان در اختیار وی می گذارند. مدیریت نیز با توجه به فقر اطلاعاتی نسبت به پرسنل و نداشتن آگاهی از روش های مدیریتی صحیح، هر گونه اطلاعاتی را با آغوش باز پذیرا می شود. لذا در چنین سیستمی به دلیل ضعف مدیریتی، پدیده زیراب زنی رشد زیادی می کند.

 

با رشد زیراب زنی، افراد به جای انجام فعالیت های مفید در سازمان، ناچار دو راه کار در پیش می گیرند. 1- زیراب بزنند تا رشد کنند 2- سعی کنند زیراب نخورند تا افت نکنند.

 

لذا فعالیت های سازنده در سازمان رو به افول می گذارد و با رشد این فرهنگ در سازمان، در کنار سایر آفت های مدیریتی که گریبان گیر سازمان می شود ‌، سیستم به سمت قهقرا میل می کند.

 

در چنین سیستم افراد ناشایست در سیستم رشد می کنند و افراد شایسته به دلیل دوری جستن از چاپلوسی و تملق و مورد حسد واقع شدن از طرف سایرین، هر روز در سیستم منزوی تر شده و سرانجام ناچار به ترک سیستم می شوند. با ترک افراد شایسته از سیستم ‌، سیستم راکد شده و اقدامات سازنده در آن نشست می کند.

 

متاسفانه روند نهادینه شدن زیراب زنی در سیستم ها از مدیریت آغاز می شود. در صورتیکه مدیریت ارشد به زیراب زنی به عنوان ابزار مدیریتی نگاه کند، این دیدگاه در رده های پایینی مدیریتی نیز رسوخ کرده تا اینکه به پایین ترین رده های سازمانی می رسد. در اینصورت به جای اینکه ارزش از رده های پایینی هرم سازمانی به بالا منتقل شود، ضد ارزش در این هرم منتشر می گردد.

 

در صورت فراگیر شدن این فرهنگ در سازمان، هیچ راهی برای اصلاح آن وجود ندارد زیرا این کار به عنوان ارزش و بخشی از فرهنگ سازمان قرار می گیرد و حتی با تغییر در رده های مدیریتی نیز از بین نخواهد رفت. سر انجام این فرهنگ همانند ویروسی تمام قوای سازمان را به هدر داده و مرگ آن را در پی خواهد داشت.

 

اشتراک و ارسال مطلب به:

  
نویسنده : صادق روزبهی- PMP ; ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ روز ٩ شهریور ۱۳۸٦


‎ ‎‎ ‎‎ ‎
‎ ‎‎ ‎
‎ ‎
‎ ‎‎ ‎‎ ‎
‎‎ ‎‎