‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ۳۴- شرکت دمینگ در مقایسه با شرکت استاندارد - دروس آموخته

۳۴- شرکت دمینگ در مقایسه با شرکت استاندارد

در پست های قبلی اشاره ای به آموزه های چهارده گانه دمینگ کردم و در هر مورد توضیح کوچکی دادم. با بکارگیری این آموزه ها در یک سازمان، آن سازمان به یک سازمان دمینگی تبدیل می شود. احتمالا برای شما جالب خواهد بود تفاوت های سازمانهایی که آموزه های دمینگ را بکار می گیرند با سازمان هایی که از آموزه های متداول مدیریتی (سازمان استاندارد) استفاده می کنند را ببینید. در جدول زیر این تفاوت ها آمده است.

شرکت استاندارد

 

شرکت دمینگ

 

کیفیت گران است

 

کیفیت منجر به هزینه های پایین تر می گردد

 

بازرسی کلید اصلی رسیدن به کیفیت است

 

دیگر دوران بازرسی نیست. اگر کارگران بتوانند کالای بدون عیب تولید کنند بازرسی ها را باید حذف کرد.

 

کارشناسان کنترل کیفیت و بازرسان می توانند کیفیت را تضمین کنند.

 

کیفیت در اتاق هیات مدیره تعیین می شود.

 

عیبها ناشی از کار کارگران است.

 

بیشتر عیب ها ناشی از سیستم است.

 

فرآیند ساخت را می توان با استفاده از کارشناسانی از خارج سازمان بهینه کرد. پس از آن به تغییر سیستم و تلاش اضافی کارگران نیازی نیست.

 

فرآیند ساخت را هرگز نمی توان بهینه کرد، بلکه همیشه می توان آن را بهبود بخشید.

 

استفاده از استاندارد های کاری، سهمیه ها و هدف گذاری ها می تواند در ارتقای بهره وری موثر باشد.

 

حذف کلیه استانداردهای کاری و سهمیه ها الزامی است.

 

ترس و پاداش راه های مناسبی برای ایجاد انگیزه هستند.

 

ترس به فاجعه می انجامد.

 

با افراد می توان مثل کالا برخورد کرد. به وقت نیاز آنها را اجیر نمود و هنگام رفع نیاز آنها را اخراج کرد.

 

افراد باید احساس کنند که امنیت شغلی دارند.

 

پاداش دادن به بهترین کارگران و تنبیه بدترین آنها به بهره وری و خلاقیت بیشتر می انجامد.

 

بیشتر نوسان ها ناشی از سیستم هستند. دستگاه های بازنگری و سنجش عملکرد که عملکرد بالا ، متوسط یا پایین را تشویق یا تنبیه می کنند، ‌انگیزه کار گروهی را از بین می برد.

 

به کمترین قیمت خرید کنید.

 

از فروشندگانی خرید کنید که کیفیت را تضمین می کنند.

 

تامین کنندگان را بر علیه یکدیگر برانگیزانید.

 

با تامین کنندگان همکاری کنید.

 

تامین کنندگان را به خاطر کاهش قیمت پی در پی عوض کنید.

 

برای آنکه تامین کنندگان بتوانند کیفیت و هزینه های خود را بهبود دهند، از زمان و دانش خود مایه بگذارید و با آنها روابط دراز مدت برقرار کنید.

 

سود، حاصل بالا نگهداشتن درآمد و کاهش هزینه ها است.

 

سود از طریق مشتریان وفادار به دست می آید.

 

سود مهمترین شاخص یک شرکت است.

 

اداره کردن یک شرکت بر اساس فقط سود، مثل رانندگی از طریق آیینه می باشد. آینه به شما می گوید که کجا بوده اید، نه آنکه به کجا می روید.

 

اشتراک و ارسال مطلب به:

  
نویسنده : صادق روزبهی- PMP ; ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱٠ شهریور ۱۳۸٥


‎ ‎‎ ‎‎ ‎
‎ ‎‎ ‎
‎ ‎
‎ ‎‎ ‎‎ ‎
‎‎ ‎‎