‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ۲۳- اصول چهارده گانه مدیریت فایول - دروس آموخته

۲۳- اصول چهارده گانه مدیریت فایول

اصول چهارده گانه مدیریت  فایول (1841-1925)‌

 

 

1- تقسیم کار: تخصصی کردن کارها به کارکنان و مدیران  اجازه می دهد که توانایی، ‌اطمینان و دقت مناسب  را کسب کرده و این امر باعث افزایش خروجی میگردد. در اینصورت با انجام تلاش یکسان، کارایی بیشتری به دست می آید.

 

 

2- اختیار:  عبارتست از دادن حق دستور دادن و انجام فعالیتها به تشخیص خود فرد. که بستگی به خود شخص و موقعیت وی دارد و نباید بدون در نظر گرفتن میزان مسئولیت فرد در مورد آن تصمیم گیری شود.

 

 

3- نظم و انضباط: عبارتست از در نظر گرفتن نحوه فرمانبرداری، فعالیت، رفتار و احترام بین کارمند و کارفرما که برای هر کاری ضروری است. این چیزی است که رهبران باید آن را ایجاد کنند.

 

 

4- وحدت فرمان: یک کارمند فقط باید از یک مافوق دستور بگیرد. معمولا بهتر است که یک مافوق داشته باشی تا اینکه دستورهای دوگانه بشنوی.

 

 

5- یک سرپرست، یک برنامه: یک رهبر با یک هدف یاید یک گروه فعالیت ها را به یک هدف مشابه رهبری کند.

 

 

6- تبعیت تمایلات شخصی از تمایلات گروهی: تمایلات یک شخص یا یک گروه نباید بر تمایلات سازمان غلبه داشته باشد.

 

 

7- پاداش کارکنان: نتایج (خوب یا بد) کارها باید بین کارکنان و کارفرما تقسیم شود. میزان پرداخت ها باید بر اساس ارزش کارمند برای سازمان و نیز عوامل مستقل از ارزش کارمند باشد. مثلا بر اساس هزینه های زندگی، در دسترس بودن کارمند و شرایط عمومی سازمان.

 

 

‌8- تمرکز: هر کاری که باعث کاهش اهمیت نقش یک کارمند شود، تمرکز زایی و هر کاری که باعث افزایش اهمیت نقش وی شود، تمرکز زدایی گفته می شود. در کلیه شرایط باید تعادلی بین این دو وضعیت وجود داشته باشد.

 

 

9- زنجیره عددی: زنجیره ای از مدیران از بالاترین رده تا پایین ترین رده را زنجیره عددی فرمان گویند. هر مدیر یک ارتباط در این زنجیر است که باید در این زنجیر ارتباط سالم و مناسب برقرار کنند. این زنجیره تنها وقتی قطع می شود که مقام بالایی تایید کند و یا نیاز به آن از بین برود.

 

 

10- نظم و سامان: بطور ساده به معنای وجود یک مکان برای هر کس و هر کسی در جای خودش است. یک جا برای هر چیزی و هر چیزی سر جای خودش. هدف نظم و ترتیب جلوگیری از اتلاف  است.

 

 

11- انصاف: عدالت  و مهربانی باید بهترین چیزی باشد که زیردستان یک نفر از وی دریافت می کنند.

 

 

12- پایداری افراد: کاهش میزان جابجایی ها منجر به کارایی بیشتر  هزینه بیهوده کمتر می شود.

 

 

13- ابتکار: افراد در هر سطحی باید برای ابراز و بکارگیری  ایده های خود آزاد باشند. مدیری که به کارکنان زیردست خود اجازه می دهد ابتکارهای خود را به کار ببندند بسیار بالاتر از مدیری است که چنین اجازه ای به زیردستان خود نمی دهد.

 

 

14- روح صمیمیت  و یگانگی: مدیر موظف است که هماهنگی را ایجاد کرده و از وقوع مواردی که باعث از بین رفتن هماهنگی یکدستگی می شود جلوگیری کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اشتراک و ارسال مطلب به:

  
نویسنده : صادق روزبهی- PMP ; ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ٢٠ امرداد ۱۳۸٥


‎ ‎‎ ‎‎ ‎
‎ ‎‎ ‎
‎ ‎
‎ ‎‎ ‎‎ ‎
‎‎ ‎‎