‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ 88- آمار موفقیت و شکست در پروژه ها - دروس آموخته

88- آمار موفقیت و شکست در پروژه ها

مطمئنا تا کنون بارها  برای شما پیش آمده است که برای تهیه گزارش یا مقاله این نیاز به آماری از میزان موفقیت پروژه و دلایل این موفقیتها و شکست ها داشته باشید. متاسفانه این چنین آمارهایی به سادگی در اینترنت قرار داده نمی شود. اخیرا به مقاله ای برخورد کردم که اتفاقا در چندین مورد،‌مقالات دیگر برای ارجاع آمارهای خود، از آن استفاده کرده بودند. این مقاله به بررسی پروژه های آتی و آمارگیری از آنها در آمریکا پرداخته است. این مقاله البته کمی قدیمی می باشد (1995) اما باز هم از هیچ چی بهتر است.  در ادامه سعی دارم برخی از آمارهای مربوط به موفقیت و شکست پروژه ها که در این تحقیق به آنها دست یافته اند را جهت استحضار دوستان قرار دهم.


این آمار گیری توسط "Standish Group" از طریق نظر سنجی از مدیران اجرایی IT در شرکت های کوچک، متوسط و بزرگ در حوزه های مختلفی نظیر بانکداری، امنیت، تولید، خرده فروشی، عمده فروشی، بهداشت، بیمه، خدمات و غیره در آمریکا انجام شده است. تعداد کل نمونه 365 بوده است. شرکت های بزرگ شرکت هایی بوده اند که بیش از 500 میلیون دلار درآمد در سال داشته اند. شرکت های متوسط بین 200 تا 500 میلیون دلار و شرکت های کوچک کمتر از 200 میلیون دلار درآمد داشته اند.

برای انجام این آمارگیری، برای  پروژه ها سه حالت متصور شده اند:

1- حالت اول: پروژه هایی که در زمان مقرر و با هزینه مقرر به اتمام رسیده اند

2- حالت دوم: پروژه هایی که با زمان بیشتر و/یا هزینه بیشتر به اتمام رسیده اند.

3- حالت سوم: پروژه هایی که قبل از تکمیل، کنسل شده اند.

 

آمار شکست

  •  تعداد 31.1% از پروژه ها قبل از تکمیل، کنسل شده اند (حالت سوم).
  •  تعداد 52.7% از پروژه ها، هزینه ای بیش از تخمین اولیه خود را مصرف کرده و یا زمانی بیشتر از زمان در نظر گرفته شده را برای تکمیل صرف کرده اند (حالت دوم)
  •  تنها 9% از پروژه ها در زمان مقرر و یا هزینه مقرر به اتمام رسیده اند. این آمار برای شرکت های متوسط و کوچک به ترتیب 16.2% و 28% بوده است (حالت اول).
  •  تعداد 61.5% از پروژه های شرکت های بزرگ، چالشی بوده اند (تاخیر زمانی یا افزایش هزینه ای). این مقدار برای شرکت های متوسط و کوچک به ترتیب برابر 46.7% و 50.4% بوده است (حالت دوم)
  •  تعداد 29.5% از پروژه های شرکت های بزرگ کنسل شده اند، این مقدار برای شرکت های متوسط و کوچک به ترتیب برابر 37.1% و 21.6% بوده است (حالت سوم)
  •  حتی در این بین، همه پروژه ها، آن چیزی را که انتظار می رفته ارائه نداده اند. پروژه های انجام شده توسط بزرگترین شرکت های آمریکا، تنها در 42% مواقع، عملکرد و ویژگی هایی که در ابتدا برای آن شروع شده بودند را در خود داشتند. شرکت های کوچکتر در این زمینه عملکرد بهتری داشته اند. تعداد 78.4% از پروژه های این شرکت ها به کار گرفته شده است که حداقل 74.2% از ویژگی های اصلی را دارا بوده اند.
  •  حدود 48% از شرکت های IT ابراز داشته اند که احساس می کنند به نسبت 5 سال پیش، شکست های بیشتری داشته اند. 50% نیز اعلام کرده اند که به نسبت 5 تا 10 سال پیش، به همین تعداد یا کمتر شکست داشته اند.

 

 یکی از دلایل عمده تاخیر در پروژه و یا افزایش هزینه آن، شروع مجدد پروژه بوده است. برای هر 100 پروژه ای که شروع شده بودند، 94 پروژه مجدد از سر گرفته شده بودند (Restart). دلیل این از سرگیری های مجدد، وجود سناریوهای غلط برای اجرای پروژه بوده است. برخی از پروژه ها چندین بار راه اندازی مجدد داشته اند.

 

هزینه

حدود یک سوم از پروژه های حالت دوم و سوم دارای افزایش هزینه ای معادل 150% تا 200% بوده اند.

متوسط افزایش هزینه بین شرکت های مختلف حدود 189% هزینه اولیه بوده است. این مقدار برای شرکت های بزرگ 178% برای شرکت های متوسط 182% و برای شرکت های کوچک 214% بوده است.

 

 

زمان

همچنین حدود یک سوم از پروژه های حالت دوم و سوم دارای افزایش زمانی معادل 200% تا 300% بوده اند. متوسط افزایش زمان حدود 222% زمان اولیه بوده است. این مقدار برای شرکت های بزرگ برابر 230%، برای شرکت های متوسط 202% و برای شرکت های کوچک 239% بوده است.

 

 

عملکرد نهایی

برای پروژه های حالت دوم، بیش از یک چهارم از پروژه ها تنها توانسته اند حدود 25% تا 49% از ویژگی های اولیه تعریف شده برای آنها را برآورده کنند. این مقدار بطور متوسط برای این نوع پروژه ها حدود 61% بوده است. بدترین حالت برای شرکت های بزرگ بوده است که تنها 42% مشخصات و عملکردهای تعریف شده را ارائه داده اند. این مقدار برای شرکت های کوچک 65% و برای شرکت های کوچک 74% بوده است.

  

شکست/ موفقیت

عمده ترین عوامل موفقیت پروژه ها، مشارکت کاربران، حمایت مدیریت ارشد و بیان شفاف نیازمندی ها، گزارش شده است. در ادامه لیست مهمترین عوامل موفقیت نشان داده شده است.

  

عوامل موفقیت

درصد پاسخ

مشارکت مشتری

15.9%

حمایت مدیریت ارشد

13.9%

بیان صریح و شفاف خواسته ها

13%

برنامه ریزی صحیح

9.6%

خواسته های منطقی

8.2%

مایلستون های ریزتر در پروژه

7.7%

کارکنان شایسته

7.2%

مالکیت

5.3%

چشم انداز و اهداف روشن

2.9%

کار سخت

2.4%

غیره

13.9%

 

 

بعلاوه دلایل اصلی بروز مشکل در پروژه ها به شرح ذیل شناسایی شدند:

 

عوامل مشکلات

درصد پاسخ

عدم دخالت مشتری

12.8%

مشخصات و خواسته های ناقص

12.3%

تغییر در مشخصات و خواسته ها

11.8%

عدم حمایت مدیریت ارشد

7.5%

ضعف تکنولوژیکی

7%

کمبود منابع

6.4%

خواسته های غیر منطقی

5.9%

اهداف نا مشخص

5.3%

چهارچوب های زمانی غیر منطقی

4.3%

تکنولوژی های جدید

3.7%

غیره

23%

 

 

دلایل عمده کنسل شدن پروژه ها قبل از تکمیل به شرح زیر می باشند.

 

عوامل لغو

درصد پاسخ

مشخصات و خواسته های ناقص

13.1%

عدم دخالت مشتری

12.4%

کمبود منابع

10.6%

خواسته های غیر منطقی

9.9%

عدم حمایت مدیریت ارشد

9.3%

تغییر در مشخصات و خواسته ها

8.7%

عدم برنامه ریزی

8.1%

عدم نیاز به آن پس از مدتی

7.5%

عدم وجود مدیریت IT

6.2%

ضعف فنی

4.3%

غیره

9.9%

 

در ادامه این تحقیق دو عدد از مطالعات موردی که در این بررسی بر روی آنها کار شده است به عنوان نمونه آورده شده است.

متاسفانه تحقیقاتی مشابه این تحقیق که نشان دهنده سطح بکارگیری مدیریت پروژه و ضعف های پروژه باشد، در کشور ما انجام نشده است. مطمئنا این آمار برای کشورهای مختلف و در صنایع مختلف متفاوت خواهد بود. به ویژه اینکه این گزارش مربوط به سال 1995 بوده و متاسفانه گزارش جدیدتری در این مورد یافت نشد. اگر دوستان چیزی دارند ارائه دهند.

 

اشتراک و ارسال مطلب به:

  
نویسنده : صادق روزبهی- PMP ; ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز ٢٤ دی ۱۳۸٧


‎ ‎‎ ‎‎ ‎
‎ ‎‎ ‎
‎ ‎
‎ ‎‎ ‎‎ ‎
‎‎ ‎‎